Pinexbank: Market Consulting Services(Forex,CFD,Gold,Oil)the best services in pinexbank

فارسیفارکس: Farsi Support  
  عربی فارکس Arabi Support  
  English  

صفحه اصلي تجارت فارکسو طلا CFD تجارتفعال کردن حساب برداشت از حسابپرسش و پاسخآموزش فاركس همكاران ما






call back request
 
 
 
اصطلاحات

A  B C D  E  F  G  H  I  G   K  L  M  N  O  P  Q R S  T  U  V  W  X  Y  Z


واژه نامه اصطلاحات بازار ارز

- A
Accrualافزودگی (بهره پول ) -سرشکن کردن پاداشها وتخفیفها (تنزیلها )در معاملات ارزی وعده ای که مستقیما با دادوستد پایاپای ودیعه ای (خریدوفروش بهره ای)درطول دادوستد ارتباط دارند .
Actualize–دارائیها یا ابزارزیر بنایی که در بازار نقدمورد معامله قرارمی گیرند.
Adjustable peg- اصطلاحی برای یک سیستم نرخ ارز که بر طبق آن نرخ برابری ارز یک کشور درمقابل ارز دیگری که اغلب دلار یا فرانک سابق فرانسه می بود pegged (ثابت) می باشد هر چند که بعضی مواقع می تواند تغییر کند مبنای "سیستم برتون وودز"این بود به crawling peg, peg رجوع کنید.
Adjustment- (تعدیل)- یک عمل دولتی است که معمولا با تغییر در سایتها ی داخلی اقتصادی جهت تصحیح عدم توازن پرداختها یا تصحیح نرخ رسمی ارز صورت می گیرد .
Agent bank (بانک عامل) 1- بانکی که از سوی یک بانک خارجی عمل می کند.2- دربازاریورو بانک عامل بانکی است که توسط بانکهای دیگر دراتحادیه جهت سرپرستی وام تعیین می شود.
Aggregate Demand–کل تقاضا برای کالا وخدمات دراقتصادکه شامل تقاضای بخش خصوصی ودولتی داخل کشور وتقاضا مصرف کنندگان وموسسات در کشورهای دیگر می شود.
Aggregate Risk- میزان مسئولیت یک بانک نسبت به یک مشتری واحد درمورد قراردادهای نقدی وعده دار.
Aggregate Supply- عرضه کل کالا وخدمات موجود در اقتصاد ازسوی منابع داخلی (شامل واردات)جهت جوابگویی تقاضا ی انبوه (aggregate demand)
Agio(کار مزد وتفاوت قیمت ارزها)- تفاوت ارزش چند ارز .همچنین به مفهوم هزینه ای که برای تبدیل اوراق بهادار به پول نقد یا تبدیل یک پول ضعیف به پولی قوی پرداخت میشود به کار می رود.
Appreciation(بالارفتن ارزش)- تقویت یک ارز در واکنش به تقاضا بازار های مختلف به منظورسود بردن ازتفاوت قیمت آنها تفاوت نرخ ارز یا نقاط مبادله می تواند ازتفاوت سپرده سرچشمه بگیرد.
ArbitrageChnnel- دامنه (محدوده)قیمتها که درآن امکان خریدوفروش همزمان دربازارهای نقد و وعده ای وجودندارد.
Around- درنقل قول "پاداش/تخفیف "وعده دار (سلف)به کار می رود.حدودا 5- 5یعنی 5نقطه بالایاپائین قیمت نقدحال حاضر.
Asset Allocation- تقسیم سرمایه درمیان چند بازار به منظور گسترش دامنه فعالیت یاکسب حداکثر درآمد .
Ask– قیمت پیشنهادی برای یک ابزار مالی یا ارز .
Asset- در اصطلاح بازارارز به مفهوم حق دریافت مبلغی ارز از یک طرف معامله چه درارتباط با بستانکاری ترازنانه (مثلا یک وام )وچه در زمانی مشخص درآینده در ارتباط با معامله جفت نشده چه در زمانی مشخص درآینده در ارتباط با معامله جفت نشده (unmatched) نقد یا وعده ای می باشد.
At best–دستور خرید یا فروش به بهترین نرخ ممکن به عامل معامله .
At or better- دستورمعامله به نرخ خاص یا بهتر .
Authorize Dealer (عامل مجاز)- بانک یا نهادی مالی که مجاز به معامله ارز می باشد.

 
-B
Back office–تسویه حساب وامور مربوط به آن
Backwardation- اصطلاحی است که به مبلغی که قیمت نقد از قیمت وعده ای بیشتر است اشاره دارد Balance of Payments (تراز پرداختهای خارجی )- سابقه منظم معاملات اقتصادی یک کشور طی یک دوره مشخص.
1)این اصطلاح اغلب به معنی زیر به کار می رود: I- تراز پرداختهای خارجی حساب جاری II- حسابهای جاری به علاوه حرکات خاص بلند مدت سرمایه.
2)ترکیب ترازبازگانی وتراز عملیات جاری وحاسب سرمایه و تراز ناپیدا که باهم کل تراز پرداختها راتشکیل می دهند.
کسریهای به دراز کشیده تراز پرداختها می تواند به محدودیتهایی درانتقال سرمایه یا کاهش قیمت ارز بینجامد .
Band- محدوده ای که یک ارز مجاز است داخل آن حرکت کند .سیستمی که در ERMاستفاده می شود .
Bank line- خط اعتبار ی که یک بانک به مشتری اعطا می کند "line "هم نامیده مشود.
Bank Rate (نرخ بانکی)- نرخی که بر اساس آن بانک مرکزی حاضر است به سیستم بانکی داخلی خود پول قرض بدهد.
Base currency- پولی که نتایج عملیات بانک یا نهاد مالی با آن گزارش می شود.
Basis- تفاوت بین یمت نقدوقیمت آینده .
Basis point- یک درصد یک درصد.
BasisTrading- اتخاذ موقعیتهای مخالف در بازارهای نقد وآینده به منظورسود بردن از تغییرات مطلوب در تفاوت بین قیمت نقدوآینده.
Basket–مجموعه ای از ارزها که معمولا برای اداره نرخ برابری یک ارز به کار می روند .بعضی مواقع به آن واحد محاسبه (Unit of account) هم می گویند .
Bear market- دوره طولانی سقوط قیمتها.
Bear- سرمایه گذاری که معتقد است قیمتها رو به نزول هستند.
Bid- قیمتی که خریدار جهت خرید ارز یا ابزار مالی دیگر پیشنهاد می دهد.
Book- خلاصه وضعیت یک ارز که دلال میز معامله یا اتاق معامله در اختیار دارد.مجموع دارائیها وبدهیها.اگر میانگین موعدپرداخت دفتر از موعد دارائیهاکمتر باشد گفته می شود که حساب دفتر بانک باز است .«انتقال یک دفتر»معمولا به انتقال موقعیتها معامله بانکها به محل دیگر در پایان یک روز گفته می شود مثلا از لندن به نیویورک .
Breton woods- نام محل کنفرانسی که در سال 1944منجربه پایه گذاری سیستم ارزی پس از جنگ شد وتا اوایل دهه 70میلادی به همان صورت باقی ماند این کنفرانس به تشکیل "صندوق بین الملل پول"منتهی شد.این سیستم نرخ ارزها را با سیستم ثابت برابری نرخ ارز با نوسانات 1%نسبت به طلا یا دلار تثبیت نمود .
Broker- (کار گزار )واسطه ای که دستورات خرید وفروش ارز یا ابزارهای وابسته به آن را در مقابل دریافت کارمزد یا یه صورت تفاوت قیمت پیشنهاد خرید وفروش اجرا می کند .کارگزاران عاملانی هستند که براساس کمیسیون کار می کنند وخود صاحب حساب نیستند .کارگزاران در بازار ارز به شکل واسطه هایی بین بانکهاعمل می کنند وبادریافت کمیسیونی که توسط طرف اول یا هر دو طرف پرداخت می شود ،خریداران وفروشندگان رابه هم مرتبط می سازند.چهاریاپنج کارگزاراصلی جهانی وجوددارندکه ازطریق شعبات فرعی وشرکای خود دربسیاری کشورهاعمل می کنند.
Bull market- دوره ای طولانی که طی آن قیمتها به طور کلی بالا می روند .
Bull- سرمایه گذاری که معتقداست قیمتها رو به صعود هستند.
Bundesbank- بانک مرکزی آلمان
Buying Rate- نرخی که بازار وبازار ساز به طور خاص تمایل دارند باآن،ارز خریداری کند بعضی اوقات نرخ پیشنهادخرید نیز نامیده می شود.(bid rate)


-C
Cable- اصطلاحی که در بازار ارز برای دلار آمریکا /پوند انگلیس به کار می رود.
Capital Risk- ریسک ناشی از آنکه بانکی مجبور باشد به طرف مقابل مبلغی بپردازد ،بدون آنکه بداند آیا آن طرف توان انجام تعهدات خودرا دارد یا خیر .به Herstattرجوع کنید .
Carry- هزینه بهره تامین بودجه (فاینانس)اوراق بهادار یا دیگر ابزار مالی در اختیار
Cash Delivery- تسویه حساب در همان روز معامله
Cash Market- بازار ابزار مالی واقعی که قرارداد آینده یا اختیار مبتنی بر آن است.
Cash- معمولا به معامله ارزی گفته می شود که طبق قرارداد در همان روز معامله ،تسویه شود.این اصطلاح عمدتا در بازارهای آمریکای شمالی وکشورهایی که به دلیل امتیاز زمانی جهت خدمات ارزی به این بازارها متکی هستند ،یعنی آمریکای لاتین ،به کار می رود .در اروپا وآسیا معاملات نقد اغلب « دادوستد های در یک روز »نامیده می شوند.
Cash and Carry- خریداری یک دارایی درامروز وفروش آن دارایی یه صورت قرارداد آینده .نوع برعکس آن به صورت فروش یک دارایی وخرید قرارداد آ ینده ، خواهد بود.
Cash Settlement- فرآیندی برای تسویه قرارداد آینده ،در حالی که ما به التفاوت بین قیمت آینده وقیمت بازار ،به جای تحویل واقعی ،نقداً پرداخت می شود.
Central Bank- بانکی که مسئول کنترل سیاست پولی کشور است .این بانک معمولاً بانک ناشر اسکناس بوده ومجوزهای بانکی وهر سیستم کنترل ارز را تحت نظارت دارد.
Central Rate- نرخهای برابری که درمقابل واحد پول اروپا(ECU) در چار چوب نظام(EMS) پولی اروپا برای هر ارز اتخاذ می شود .ارزها ،به دلیل دامنه مربوطه ،نمی توانند تفاوت چندانی با نرخ مرکزی داشته باشند.
Chartist- به فردی گفته می شود که نمودارهاو منحنی ها ی اطلاعات گذشته را مطالعه می کند تا گرایشها رابیابد و وارونگیها ی گرایش راپیش بینی نماید .این کار مستلزم مشاهده الگوهای مشخص وویژگیهای نمودار است تا سطوح مقاومت ،الگوها ی سروشانه ها،الگوهای پائین دوبل وبالای دوبل ،که نشانه های وارونگی گرایش هستند ،مشخص شوند.
Clean Float- نرخ مبادله ارز که اساساً دخالت دولتی در آن تاثیر ندارد.
Closed Position- معامله ای که درمورد یک ارز خاص، در پایان تعهدی به بازار نداشته باشد.
Commission- حق الزحمه ای که کارگزار بابت انجام معامله از طرف مشتری، از وی دریافت می دارد.
Confirmation- خلاصه وضعیتی که برای طرف دیگر معامله همه جزئیات مربوطه به معامله را تشریح می کند.
Contract- موافقتنامه ای برای خرید یا فروش مبلغ مشخصی ازیک ارز خاص یا به صورت اختیاری برای یک ماه مشخص در آینده (به قراردادهای آینده رجوع کنید.)
Conversion Account- حساب دفتر کل که وضعیت مفتوح یک ارز خاص را نشان می دهد. به چنین حسابهایی ،حسابهای وضعیت ((Positionمی گویند .
Conversion- روندی که طی آن دارایی یا تعهدی که به نام یک ارز است با دارایی یا تعهد ی که به نام ارز دیگر است ،تعویض می شود .
Conversion arbitrage- معامله ای که طی آن یک دارایی خریداری می شود وبراساس آن یک حق فروش می خرد ویک حق خرید می فروشد،هر اختیار یا حق دارای قیمت وتاریخ سررسید مشابه است.
Convertible currency- ارزی که می توان آن را آزادانه با ارزی دیگر (یا طلا ) معاوضه کرد ،بدون آنکه مجوز خاصی از سوی بانک مرکزی لازم باشد.
Copey- اصطلاح معمول برای کرون دانمارک .
Correspondent Bank- نماینده بانکهای خارجی که به طور منظم برای بانکی که شعبه ای در محل مربوطه ندارد،خدماتی ارایه می دهد، مثلاٌ تسهیل واریز وجه .درآمریکا به دلیل محدودیتها ی بانکی بین ایالتها ،این کار به صورت داخلی انجام می شود.
Counter party- سازمان یا طرف دیگری که با اومعامله ارزی انجام می شود.
Counter value- هنگامی که کسی ارزی را درمقابل دلار نخرد،ارزش دلار در معامله به این نام خوانده می شود.
Country Risk- ریسکی که یک وام گیرنده به واسطه تعلق به کشوری خاص متحمل می شود .این ریسک شامل عوامل اقتصادی ،سیاسی وجغرافیایی می شود.سازمانهای متعددی در کار تهیه قوانین این ریسک می باشند.
Cover-1)عمل کردن به قرارداد وعده ای ارزی .2)بستن یک وضعیت ارطریق خرید ارز یا اوراق بها داری که فروخته شده اند.
Covered Arbitrage- خرید وفروش همزمان ابزارهای مالی به شکل ارزهای مختلف با استفاده از روش وعده دار جهت حذف ریسک معامله
Covered Margin- تفاوت نرخ بهره بین دو ابزارهای مالی به شکل ارزهای مختلف پس ازاحتساب هزینه قرار داد وعده دار(پیش خرید)
Crawling Peg- روشی برای تعدیل نرخ ارز.با آنکه نرخ ثابت است اما در فواصل مشخص ،هماهنگ با نشانگر های اقتصادی یا بازار تعدیل می شود .
Credit Risk- ریسک آنکه فرد مدیون ،دین خود ادا نکند. به طور مشخصتر ،ریسک آنکه طرف مقابل ارزی را که متعهد به تحویل آن است در اختیار نداشته باشد.
Cross deal- داد وستد ارز است ،اما هیچ یک از آنها ارز پایه نیست.
Cross rates- نرخ بین دو ارز که هیچ یک از آنها دلار آمریکا نباشد.
Current Account- تراز خالص پرداخت بین المللی یک کشور حاصل صادرات و وارادات به همراه انتقالهای یکسویه وجه ازقبیل حواله های کمکی ومهاجران .این تراز شامل جریانهای سرمایه نمی شود.


-D
Day Trader–معامله گرانی که موقعیتهای معامله ای اتخاذ می کنند که قبل از پایان روز معامله ،تسویه می شوند .
Deal Date–تاریخی که با انجام یک معامله موافقت صورت می گیرد.
Deal Ticket –روش مقدماتی ثبت اطلاعات اساسی درمورد یک معامله .
Dealer –فرد یا موسسه ای که هنگام خرید یا فروش اوراق بهادار ،به عنوان شخص اصلی عمل می کند ونقش عامل یا واسطه ندارند .معامله گر برای حساب خود وبه ریسک خود تجارت می کند .
Deflator –تفاوت بین تولید ناخالص ملی واقعی واسمی که برابربا نرخ تورم کلی است.
Delivery Date –تاریخ سررسید قراردادکه موعد معاوضه ارزهاست .این تاریخ بیشتر در بازارهای ارز و پول به تاریخ ارزش معروف است.
Delivery Risk - این اصطلاح زمانی به کار می رود که طرف دیگر معامله قادر به انجام تعهدات خود نیست ،هر چند که قصد این کار راداشته باشد.
Depreciation –سقوط ارزش یک ارز به دلیل نیروهای بازار ،نه به دلیل دخالت دولت .
Desk–اصطلاحی که درموردگروهی که با ارز یا ارزهایی خالص معامله می کنند،به کار می رود.
Details–همهاطلاعاتی که برای تکمیل یک معاملهارزی لازم است ،یعنی نام ،نرخ ،تاریخ و نقطه تحویل .
Devaluation –تعدیل تدریجی نزولی یک ارز در مقابل نرخها ی برابری یامحدوده های ثابت آن ،که معمولا ازطریق اعلام رسمی صورت می گیرد .
Direct quotation –پیشنهاد قیمت برای واحدهای ثابت ارز در مقابل مقادیر متغیر پول داخلی .
Dirty Float –شناور بودن یک ارز در زمانی که نرخها از طربق دخالت سازمانهای مالی کنترل می شوند .


-E
Easing –کاهش ملایم قیمت .
Economic Indicator –آماری که نرخ های جاری رشد اقتصادی وروند هایی نظیر خرده فروشی واستخدام را نشان می دهد.
Ecu- واحد پول اروپا
EDI-
مبادلهالکترونیکی داده ها
Effective Exchange Rate- تلاشی برای خلاصه کردن تاثیرات تغیرات پول یک کشور در مقابل ارزهای دیگر بر تراز تجاری آن کشور .
EFT –انتقال الکتریکی پول
EMS- نظام پولی اروپا
European Monetary System- سیستمی که برای تثبیت ،اگر نه حذف ،ریسک مبادله ارز بین کشورهای عضو نظام پولی را مجاز می کند که با شیوه ای سنجیده (نشانگر واگرایی )در محدوده های مورد توافق (پیش پرداخت ثابت ) در ارتباط با واحد پول اروپا و در ارتباط با یکدیگر حرکت کنند.
Exchange Control- نظام کنترل جریانهای ورودی وخروجی ابزارهای مبادله ارز شامل مجوز سیستم چند پولی ،سهمیه ها ،مزایده ها،محدوده ها ،وضع مالیات واضافه مالیاتها .
Exotic - ارزی که کمتر معامله می شود .
Exposure –1 )سرمایهخالص در گردش –دارائیهای جاری به صورت ارزی منهای بدهیها ی جاری به پول کشور ،2)متد خالص مالی –دارائیها جاری به شکل ارزی منهای تعهدات جاری و وام بلند مدت به پول کشور ،3)متد پولی / غیر پولی – دارائیها وبدهیها ی پولی به شکل ارز با نرخ های فعلی ارزش گذاری می شوند ،اما موارد غیر پولی با نرخهای سابق محاسبه می گردند.


-F
Fast Market–حرکت سریع در بازار به دلیل اشتیاق شدید خریداران و/یا فروشندگان .در چنین شرایطی سطوح قیمت می توانند حذف شوند وپیشنهاد قیمتها ی خرید ممکن است به قدری سریع اتفاق بیفتد که همهآن ها را نتوان اعلام کرد.
Fed Fund Rate–نرخ بهره وجوه فدرال .این نرخ بهره کوتاه مدت به شدت مورد توجه است زیرا چشم انداز وضعیت ذخیره پول کشور را نشان می دهد.
Fed–بانک مرکزی ایالات متحده ، عضویت در شرکت بیمه سپرده فدرال برای بانکها عضو اجباری است .این شرکت دخالت مستقیمی در بحران بانک پس انداز ومسکن در اواخر دهه 80 داشت .
Federal Reserve System –سیستم بانکداری مرکزی دوازده بانک مرکزی ایالاتی آمریکا که 12ناحیهتحت پوشش هیئت مدیره این بانک را اداره می کند.عضویت دراین سیستم برای بانکهایی که تابع منشور «نظارت بر پول » هستند اجباری وبرای بانکهایی مجاز ایالتی اختیاری است .
Fill or Kill–سفارشی که باید به صورت عادی سه بار وارد صحن تالار بورس شود واگر عملی نشود بلا فاصله ملغی می گردد.
Fisher Effect–رابطه بین نرخهای بهره وحرکات نرخ برابری ،به نحوی که در بهترین وضعیت ،تفاوتهای نرخ بهره دقیقا با حرکات نرخ برابری متوازن می شود.
Fixed Exchange Rate- نرخ رسمی تعیین شده توسط مقامات پولی کشور .نرخ ثابت برابری اغلب نوسانات را به یک دامنه محدود می کند
Flexible Exchange Rate–نرخ هایی بابرابری ثابت در مقابل یک یا چند ارزکه مکررا ارزشگذاری مجدد می شوند .شکل دیگر شناوری کنترل شده است .
Floating Exchange Rate–نرخ برابری که نیروهای بازار تعیین کننده آن هستند .اما حتی ارزهای شناور نیز در معرض دخالت مقامات رسمی پولی کشور قراردارند .هنگامی که چنین عملی تکرار شود،به این نوع شناوری Dirty float می گویند.
FOMC–کمیته ایالتی بازار آزاد که اهداف تامین پول در آمریکا را تعیین می کند که توسط نرخهای بهره وجوه فدرال وغیره قابل اجرا ست.
Foreign exchange–خرید وفروش یک ارز در مقابل خرید وفروش یک ارز دیگر .
Forex- مبادله ارز (Foreign exchange)
Forex club- گروههایی که در مراکز مهم مالی شکل می گیرند تا روابط آموزشی واجتماعی بین معامله گران ارز را ،زیر چتر «انجمن بین الملل ارزشناسی» تقویت کنند.
Forward Margins- تخفیفها یا تفاوتها ی بین نرخ نقدی ونرخ موعد دار (آینده) برای ارز که معمولا به صورت نقطه عنوان می شود .
Forward Operations- معاملات ارزی که درآن « انجام تعهدات تحوبل دوجانبه در تاریخی دیرتر از دومین روز کاری پس از انعقاد معامله ،صورت می گیرد.
Forward Outright–تعهد خرید یا فروش یک ارز جهت تحویل در تاریخ یا دوره مشخص آینده .قیمت به صورت نرخ نقد منهای یا با ضافه نقاط نرخ آینده برای دوره مورد نظر پیشنهاد می شود.
Forward Rate- نرخهای آینده (سلف یا موعد دار ) به شکل نقاط نرخ آینده پیشنهاد می شوند، که نشان دهنده تفاوت بین نرخ نقد ونرخ آینده هستند.جهت به دست آوردن نرخ آینده از نرخ واقعی ارز،نقاط نرخ آینده از نرخ ارز کم شده یا به آن اضافه می شوند. تصمیم در مورد اضافه کردن یا کم کردن نقاط بستگی به تفاوت بین نرخ ها ی سپرده هر دو ارز مورد معامله دارد.اگر ارز پایه نرخ بهره بالاتری داشته باشد ، گفته می شود نسبت به نرخ بهره پایینتر ارز در بازار آینده (سلف) تنزیل شده است .بنابراین نقاط قیمت آینده از قیمت نقد کم می شود .به همین ترتیب نرخ پایینتر بهره ارز پایه ،پاداش نامیده می شود ونقاط قیمت آینده ،جهت به دست آوردن نرخ سلف،به نرخ نقد اضافه می شود.
Free Reservers- کل ذخایر یک بانک منهای ذخایر لازم آن اداره .
Front Office- فعالیتهایی که توسط معامله گر انجام می شود وفعالیتها عادی تجاری است.
Fundamental- عوامل اقتصاد کلان که برای پایه گذاری ارزش نسبی یک ارز ، مورد قبول هستند .آنها عبارتند از تورم، رشد، تراز تجاری، کسری دولتی و نرخهای بهره .
FX- بورس ، معامله ارز،مبادلهارز


-G
G7–هفت کشور عمده صنعتی جهان ، شامل ایالات متحده ،آلمان ،ژاپن ،فرانسه ،انگلستان ، کانادا و ایتالیا.
G10- کشورهای گروه هفت به اضافه بلزیک ، هلند وسوئد ،که با مذاکرات صندوق بین المللی پول همراه هستند .برخی مواقع کشور سوئیس نیز مشارکت جنبی دارد.
Gap- نا هماهنگی بین سر رسید ها وجریانها ی نقدی در یک بانک یا دفتر وضعیت یک معامله گر .ظهور این ناهماهنگی عملا حضور نرخ بهره است.
Going Long- خرید سهام ،کالا یا ارز برای سرمایه گذاری .
Going Short –فروش ارز یا ابزاری که فروشنده مالک آن نیست.
Gold Standard –سیستم اولیه پشتیبانی ارزش ارز منتشر شده ،در صورتی که قیمت طلا درمقابل ارز ثابت باشد، عرضه بیشتر طلا باعث کاهش قیمت طلا نمی شود ،بلکه قیمتها را بالا می برد.
Good Until Canceled- دستور به کار گزار مبنی براینکه بر خلاف روال عادی ، سفارش در پایان روز معامله منقضی نمی شود، هر چند که به طور طبیعی در پایان ماه معامله ، منقضی (باطل) خواهد شد.
Grid- مابه التفاوت ثابتی که نرخها ی ارز درمحدوده آن مجاز به نوسان هستند.
Gross Domestic Product- ارزش کلی تولید ، درآمد یا مخارج ایجاد شده دردرون مرزهای یک کشور.
Gross National Product- تولید ناخالصی ملی به علاوه « درآمد خارج از کشور» یعنی درآمد حاصله از سرمایه گذاری یا کار در خارج از کشور.



-H
Hard Currency–ارزی که انتظار می رود ارزش آن ثابت بماند یا در ارتباط با ارزهای دیگر بالا برود .
Head and Shoulders- الگویی در گرایشها ی قیمت که از نظر نمودار نشانه وارونگی گرایش قیمت می باشد. قیمت برای مدت زمانی بالا رفته است ، در بالاترین نقطه شانه چپ ، سود بردن منجر به سقوط قیمت یا همسطح شدن آن می شود .سپس قیمت مجددا بالا می رود وبه سر می رسد ، سپس سود بردن بیشتر باعث می شود قیمت به همان سطح شانه نزول کند.یک صعود ملایم دیگر نشان می دهد که یک سقوط شدید قریب الوقوع است .شکستن خط گردن نشانه ای برای فروش است .
Hedge- خرید یا فروش قراردادهای اختیاری یا آینده به عنوان جایگزین موقت معامله ای که بعدا به انجام می رسد .معمولا این کار با موقعیتها ی مخالف در بازار نقد، آینده یا اختیار همراه است .
Hit the bid–پذیرش خرید به قیمت پیشنهادی وفروش به قیمت پیشنهادی .

-I
IMF- صندوق بین المللی پول که در سال 1946تا سیس شد تا به صورت کوتاه مدت ومیان مدت در سطح جهان نقد ینگی فراهم کند وآزاد سازی نرخهای ارز را رواج دهد .صندوق بین المللی پول از کشورها یی که با مشکلات تراز پرداختها مواجه هستند، از طریق اعطای وام ، حمایت می کند.
IMM- بازار بین المللی پول که بخشی از « بورس بازرگانی شیکا گو » بوده وتعدادی ارز وقراردادهای مالی آینده را که دچار ناپایداری هستند ، در بورس می پذیرد. مقیاسی است برای دامنه محتمل قیمت قراردادهای آینده ارز پایه بر مبنای پاداشهای قراردادهای اختیاری معامله شده .
Implied Rates–نرخ بهره ای که از محاسبه تفاوت بین نرخ نقدی ونرخ آینده تعیین می شود.
Indicative Quote–قیمت یک بازار ساز که قطعی وثابت نیست .
Inflation- افزایش مستمر سطح قیمتهای کلی همزمان با کاهش قدرت خرید.برخی مواقع به حرکات افراطی در چنین سطوح قیمتی اطلاق می شود.
Initial margin- اعتبار لازم برای یک موسسه ارزی جهت شروع خرید یا فروش مبلغ مشخص ارز.
Inter- bank rates–نرخ های پیشنهادخرید و فروش که بر اساس آنها بانکهای بین المللی نزد یکدیگر سپرده گذاری می کنند.مبنای بازار بین بانکی است .
Interest Arbitragege- ارزی رابا ارزی دیگر تعویض کردن از طریق خرید نقد وفروش آینده واقدام به سرمایه گذاری به منظور کسب منافع بیشتر .خرید وفروش همزمان می تواند داخلی باشد ، یعنی از ارزی به پول داخلی یک کشور ،یا خارجی باشد، یعنی ازپول یک کشور به ارزی دیگر.بعضی مواقع با نفروختن مبلغ بهره آینده (وعده دار) می توان نتایج بهتری کسب کرد .دراین صورت ،بر خی آن را دیگر «خریدوفروش همزمان»کامل تلقی نمی کنند ،زیرا در صورتی که نرخ ارز برضد کسی که چنین می کند ،تغییر کند،سود معامله ممکن است به ضررمنجر شود.
Interest Parity- یک ارزدر صورتی با ارزی دیگر برابری بهره ای داردکه تفاوت نرخهای بهره ای با مابه التفاوتها ی نرخ آینده برابر شود، به عنوان مثال ،اگرنرخ بهره موثر در ژاپن 3% ودر انگلستان 6%باشد،تفاوت آینده 3%برای زاپن در مقابل پوند ،برابری بهره ای محسوب می شود.
Interest rate Swaps- توافقی برای معاوضه انواع نرخ بهره از شناور به ثابت وبرعکس ،مبلغ اصلی معاوضه نمی شود .جریانهای نقدی بهره وپرداخت یا دریافت آنها مبادله می شوند.
Internarionalization-
اشاره به ارزی دارد که توسط افراد غیر مقیم کشور صاحب آن به صورت گسترده ای به کار می رودتا بر معاملات تجاری واعتباری غالب شود. نمونه آن دلار آمریکا و فرانک سوئیس می باشد.
Intervention–عملی که توسط بانک مرکزی جهت تاثیر بر ارزش پول کشور ،از طریق ورود به بازار صورت می گیرد .«دخالت هماهنگ » به عملی گفته می شود که توسط چند بانک جهت کنترل نرخ های ارز انجام می گیرد.


-K
Kiwi–اصطلاح عامیانه دلار نیوزیلند.


-L
Leading Indicators- آماری که برتغییرات در نرخ رشد اقتصادی ومجموع فعالیت تجاری مقدم است مثلا سفارشات کارخانه .
Liability- در اصطلاح تجارت ارز به مفهوم الزام به تحویل مبلغی ارز ،یا به صورت دارایی تراز نامه در تاریخی مشخص در آینده ویا به صورت معامله نقدی یا وعده دار که موعد آن نرسیده ، به طرف دیگر می باشد.
Limit order- سفارشی برای خرید یا فروش مبلغ مشخصی ارز به قیمت مشخص یا بهتر .
Liquidation- هر معامله ای که یک موقعیت از پیش ایجاد شده را می بندد.یا خنثی می کند .
Liquidity- توانایی بازار برای پذیرش معاملات بزرگ .


-M
Maintenance margin–حداقل اندوخته ای که یک سرمایه گذار باید در همه اوقات در حساب وثیقه برای هر قرارداد مفتوح داشته باشد.
Make a market- هنگامی گه یک معامله گر قیمتها پیشنهاد خرید وفروش می دهد وآما ده است به آن قیمتها خرید وفروش کند ،گفته می شود که بازار سازی کرده است .
Managed float- وقتی که مقامات پولی به طور منظم در بازار دخالت می کنند تا نرخها را تثبیت کرده یا نرخ برابری را به سمت وسویی خاص هدایت کنند ، شناوری کنترل شده نامیده می شود .
Margin call- درخواست واریز وجه اضافی به حساب وثیقه (اعتبار) به میزانی که در مقابل حرکات نامساعد آینده قیمت ،پاسخگویی نیازهای اعتباری باشد .
Margin – درمورد ارزها ،ودیعه ای است که در اختیار یک موسسه ارزی گذاشته می شود تایک حساب آینده موقعیت آینده دایر نماید.
Market to Market- تطابق روزانه یک حساب به نحوی که سودها وزیانها متعلقه را که اغلب برای محاسبه تغییرات پیش پرداخت (ودیعه) لازم است ، نشان دهد.
Market maker –بازار ساز به فرد یا موسسه ای گفته می شود که مجاز به ایجاد وحفظ یک بازار ابزار مالی می باشد.
Maket order- سفارش خرید یا فروش بلافاصله یک ابزار مالی یه بهترین قیمت ممکن .
Micro economics- بررسی فعالیتهای اقتصادی مربوطه به موسسات مجزا یا گروههای کوچک افراد یا بخشهای اقتصادی .
Mid- price یا middle rate - قیمت وسط دو قیمت دیگر یا میانگین قیمتها ی خرید و فروش پیشنهادی افراد بازار ساز .
Minimum price fluctuation –کوچکترین افزایش حرکت قیمت بازار که برای یک قرارداد آینده محتمل باشد.
Monetary Base - پول در جریان به اضافه سپرده های لازم ومازاد بانکها در بانک مرکزی.
Moving Average- راهی برای یکدست کردن مجموعه ای از اطلاعات که به صورت گسترده ای در زنجیره های زمان کاربرد دارد.


- N
Net position- مبلغ ارز خریداری شده یا فروخته شده که هنوز با معاملات متقابل جبران نشده است .

- O
Odd Lot- معامله به مبلغ غیر استاندارد.
Offer – قیمتی که فروشنده با آن مایل به فروش است . بهترین پیشنهاد و پائینترین قیمت موجود است .
Offest- بستن یا تسویه کردن یک موقعیت آینده .
Off- Shore- اعمال یک نهاد مالی که اگرچه در کشوری مستقر است ، اما ارتباط چندانی با سیاستهای مالی آن کشور ندارد.در برخی کشورها ،بانکها مجاز به فعالیت در بازار داخلی نیستند وتنها با بانکهای خارجی کارمی کنند. آنها را واحد بانکداری برون مرزی می نامند.
Overnight Limit- موقعیت ویژه Long یا Short به صورت یک یا چند ارز که معامله گر مجاز است آن را به روز معامله بعدی منتقل کند با انتقال دفتر به دیگر اتاقها معامله بانک در ساعت رسمی بعدی ، معامله گران نیازی ندارند این شرایط فاقد کنترل را ادامه دهند.
Over night – معامله ای از امروز تا روز تجاری بعد.


-P
Parity- 1) اصطلاح معامله گران ارز هنگامی که قیمت شما ، قیمت صحیح بازار است .2) نر خهای رسمی در مقابل SDR (برگه های پول مانند که برای تسهیل معاملات بین المللی توسط صندوق بین المللی پول صادر می شود)، یا دیگر ارزهای تثبیت شده .
Parities- ارزش یک ارز در مقابل ارز دیگر .
Pegged- سیستمی که در آن ارزی هماهنگ حرکت کند برخی تثبیتها مطلق هستند ، در حالی که برخی دیگر یک محدوده حرکت دارند.
Pip- حداقل نوسان یا کوچکترین افزایش حرکت قیمت .
Position- کل تعهدات خالص یک ارز مشخص ، یک موقعیت می تواند مسطح یا مربع باشد(یعنی ریسکی نداشته باشد.) ، بلند باشد( مقدار ارز خریداری شده از ارز فروخته شده بیشتر باشد ) ، یا کوتاه باشد( ارز فروخته شده از ارز خریداری شده بیشتر شده باشد ).
Profit Taking- باز کردن یک موقعیت برای کسب ( نقد کردن ) سود.


- Q
Quote- قیمت شاخص ، یعنی قیمتی که جهت اطلاع ارایه می شود ، نه برای معامله .


-R
Rally- اعاده قیمت پس از یک دوره نزول
Range- تفاوت بین بالاترین وپائین ترین قیمت یک قراردادآینده ،که طی سه جلسه معامله به ثبت برسد .
Rate- 1) قیمت یک ارز در مقابل ارز دیگر، معمولا در مقابل آمریکا.2) برآورد ارزش اعتباری یک نهاد .
Reaction- کاهش در قیمتها به دنبال یک افزایش قیمت .
Reciprocal currency- ارزی که معمولا قیمت آن به صورت دلار به ازای هر واحد ارز ارایه می شود، در عوض روش متداول قیمت دادن برای واحدهای ارز به ازای یک دلار که بهترین نمونه ، پوند انگلیس است .
Resistance point or Level- قیمتی که تحلیلگران فنی احتمال می دهند که منجر به یک پس جهش شود، اما اگر شکسته شود می تواند به یک حرکت قیمت قابل توجه منتهی گردد.
Revalution- افزایش نرخ برابری یک ارز در نتیجه اقدام رسمی دولت .
Revaluation rate – نرخ یک دوره یا ارز که برای ارزشگذاری مجدد یک موقعیت یا دفتر به کار می رود.
Risk Management- شناسایی وقبول یا خنثی کردن ریسکهایی که سود آوری یا موجودیت یک سازمان را تهدید می کنند.در مورد تجارت ارز ، علاوه بر دیگر ملاحظات بازار ،شامل ریسک حاکمیت ، کشور ، انتقال ، تحویل، اعتبار و طرف دیگر معامله می شود.
Risk Position- یک دارایی یا تعهد ( بدهی ) که از طریق تغییرات در نرخهای برابری یانرخهای بهره ، در معرض نوسانات قیمت می باشد.
Rollover – مبادله طی یک شب ، بخصوص روزکاری آینده در مقابل روز کاری بعدی (بعد فردا هم نامیده می شود .که مخفف آن Tom- Next است.)
Round trip- خرید و فروش مقدار مشخص ارز.


- S
Same day Transaction- معامله ای که همان روزی که انجام می شود، موعد پرداخت آن است .
Selling rate- نرخی که بانک خواهان فروش ارز با آن می باشد.
Settlement date- تاریخی که آن یک سفارش انجام شده باید از طریق انتقال ابزار یا ارز و وجه بین خریدار وفروشنده تسویه شود.
Settlement Risk- ریسک ناشی از عدم تسویه طرف مقابل .
Short Sale- فروش مبلغ مشخصی ارز که در هنگام معامله فروشنده مالک آن نیست .فروش Short معمولا" با توقع کاهش قیمت صورت می گیرد.
Short- term interest rates- نرخهای بهره کوتاه مدت که معمولا" 90روزه است.
Sidelined- ارزی مهم که به دلیل رغبت بازار به جفت ارزی دیگر به مقدار کم معامله می شود .
Soft Market- جایی که تعداد فروشندگان بالقوه از خریداران بیشتر است و جوی را ایجاد می کند که سقوط سریع قیمت در آن محتمل است .
Spot- 1) متداولترین نوع معامله ارز .2) تاریخ فی المجلس (نقد) در مورد تاریخ ارزش معامله فی المجلس به کار می رود که براساس محاسبه تاریخ ارزش، باید طی دو روز کار تسویه شود.
Spot next –جابه جایی یکشنبه از تاریخ فی المجلس به روز کاری بعد.
Spot Price /rate- قیمتی که ارز در زمان حاضر در بازار فی المجلس (نقد) با آن معامله می شود .
Spread- 1) تفاوت بین قیمت پیشنهاد خرید وفروش یک ارز - 2) تفاوت بین قیمتها ی دو قرارداد آینده و بسته به هم .
Square – خرید وفروش با هم همتراز هستند وبه این ترتیب معامله گر هیچ موقعیت مفتوحی ندارد.
Squawk Box- بلند گویی معمولا" به تلفن وصل است وتوسط گروههای کارگزار به کار می رود.
Squeeze- عملی که توسط بانک مرکزی جهت کاهش عرضه صورت می گیرد تا ارزش پول بالا رود.
Stable market- بازارفعالی که پذیرای خریدوفروش مبالغ بالای ارز، بدون تغییرات عمده ،می باشد.
Standard- اصطلاحی که در مورد مبالغ و سررسید های عادی مشخص برای معامله به کار می رود.
Sterilization- فعالیت بانک مرکزی دربازارداخلی پول جهت کاستن از تاثیر ذخیره پول بعد از اعمال مداخله در بازار بورس.
Sterling – پوند انگلیس ، به آن Cable هم می گویند .
Stocky- اصطلاح بازار برای کرون سوئد.
Stop loss order- سفارشی که داده میشود تا اگر به میزان خاصی تضعیف شد ، تضمین شود که موقعیت Short پوشش داده میشود حتی اگر با ضرر همراه باشد .سفارشات سود نقدی کمتر رایج هستند .
Support- هنگامی که نرخ پازار به سطحی کاهش یا افزایش می یابد که 1) تکنیکهای تحلیل فنی می گویند که ارز به عقب جهش کرده یا پائین نمی رود ،2) مقامات پولی دخالت می کنند تا حرکت نزولی را متوقف کنند.به نقطه مقاومت رجوع کنید.
Swap Price – قیمت تفاوت بین دوتاریخ معاوضه .
Swap- خرید وفروش همزمان مشابه ارزی مفروض در دوتاریخ مختلف ، در مقابل خرید وفروش ارزی دیگر .این نوع خرید وفروش می تواند در مقابل یک قراردادآینده صورت گیرد .در اساس این کار مشابه قرض گرفتن یک ارز و قرض دادن ارزی دیگر در همان زمان است . هر چند که نوع بازده یا هزینه وجه در تفاوت قیمت بین دو طرف معامله لحاظ می شود.
Swissy- اصطلاح بازار برای فرانک سوئیس


-T
Technical correctly- تعدیل قیمت نه بر اساس رغبت بازار بلکه بر اساس عوامل فنی نظیر حجم و نمودار.
Thin market- بازاری که درآن حجم معامله پائین است ودر نتیجه قیمتها ی پیشنهادی خرید وفروش فراوان بوده ونقدینگی ابزار مورد معامله پائین می باشد.
Thursday/ Friday dollars- یک اصطلاح فنی بازار ارز ، در صورتی که یک بانک خارجی روز سه شنبه دلار بخرد وروز پنجشنبه تحویل دهد،اگر در طول آن روز وجوه را نگهدارد و روز جمعه توسط چک مرکز تهاتر آنها را پرداخت کند، تا روز دوشنبه که اولین روز کاری بعد ازآن است ، چک وصول نمی شود .به این ترتیب این دوره نرخهای بهره بالاتری دارد.
Tick- حداقل تغییر در قیمت ، چه رو به بالا چه رو به پائین .
Today/Tomorrow- خرید همزمان یک ارز جهت تحویل در روز بعد وفروش آن در روز معامله نقد (فی المجلس) یا بر عکس.به آن over night نیز گفته می شود.
((Trom next/Tomorrow next- خرید همزمان یک ارز جهت تحویل روز بعد وفروش آن در روز معامله نقد یا بر عکس .
Trade date – تاریخی که درآن معامله ای انجام می شود .
Tradeable amount- کوچکترین اندازه قابل قبول معامله
Transaction date- تاریخی که در آن معامله ای انجام می شود.
Transaction- خرید یا فروش ارز ،پیامد اجرای یک سفارشات .
Two Tier market- سیستم دوگانه ارز که معمولا" فقط یک نرخ در معرض فشار بازار قراردارد،مانند آفریقای جنوبی .
Two way Quotation- هنگامی که معامله گر برای معاملات ارز هم قیمت خرید می دهد وهم قیمت فروش .


- U
Un covered- اصطلاحی دیگر برای یک موقعیت مفتوح.
Under- Valuation- در صورتی که نرخ ارز پائینتر از برابری قدرت خرید آن باشد ، معمولا" از ارش واقعی خود کمتر است .
Up tick- معامله ای که به قیمتی بالاتر از قیمت معامله قبلی ، انجام می شود.


- V
Value Date- در مورد یک معامله فی المجلس ، دو روز کاری بعد در کشوری است که قیمتها ی ارائه شده توسط بانکهای آنجا ، تاریخ ارزش فی المجلس را تعیین می کند. تنها استثنای این قانون کلی این است که در کشور صاحب ارز ، روز معامله نقد در مرکز قیمت گذاری با تعطیلات بانک تقارن پیدا کند .درآن صورت ، تاریخ ارزش یک روز جلو می رود.
Volue Spot- معمولا" به معنای تسویه حساب دو روز کاری بعد از امروز است .
Volatility- مقیاسی برای میزان نوسانی که پیش بینی می شود قیمت یک دارایی طی یک دوره مشخص داشته باشد.
Vostro Account – یک حساب جاری داخلی که بانکی نزد بانک دیگر دارد.این اصطلاح معمولا" در مورد حساب طرف مقابل به کار می رود که می توان پیامد یک معامله را از آن برداشت یا به آن واریزکرد.


- W
Wash Trade- معامله جفت شده ای که نه سود ونه زیان به همراه دارد.
Whipsaw- این اصطلاح زمانی به کار می رود که معامله گر موقعیتی اختیار می کند، سپس مجبور می شود بر خلاف آن حرکت کند که موجب محدودیتها ی توقف زمان وانحلال آن می گردد، سپس مجبور می شود در همان جهت اولیه حرکت کند.این مورد بیشتر در بازارهای ناپایدار اتفاق می افتد.
Working day- روزیکه در یک مرکز مالی عمده ارز ، بانکها باز هستند، وکار می کنند.در مورد معاملات ارز ، تنها در صورتی که بانکها در هر دو مرکز تجاری دایر باشند ، روز کاری محسوب می شود (در مورد معامله غیر مستقیم ، همه مراکز مربوطه ارز باید باز باشند.)



   ارتباط با ما    | پرسش وپاسخ    | خدمات    | درباره ما    | نرم افزار    | آموزش از راه دور  | آموزش فاركس  |  معرفی به دوستان  |  اخبار سایت  | اخبار فاندامنتال  |  انجمن

www.Pinexbank.Com © 2006 سلب مسئولیت   site monitoring